از هرفته، فرافر و سریزد تا یزد كنونی
یزد شهری در قلب تاریخ ایران زمین و از شهرهای كهن است كه در دوران هخامنشی و شاید پیش از آن وجود داشته و «ایساتیس» نامیده می شده است. «هرفته، فرافر و سریزد كنونی»، بازمانده آن هستند كه در ۳۰ كیلومتری خاور شهر یزد به یادگار مانده اند.
پیشینه تاریخی و اوضاع یزد قبل از اسلام
یزد از سرزمینهای باستانی ایران میباشد، دست افزارهای سنگی یافت شده در دورههای شیر کوه، نگارههای روی تخته سنگ کوه ارنان (تصاویری از انسان نیزه به دست، بزهای وحشی با شاخهای بلند خمیده به عقب) سفال نقش دار نارین قلعه میبد که اهل تحقیق آن را متعلق به دوره ایلام میدانند و غارهای متعدد انسان، نشانههای دیرینگی تاریخ و فرهنگ این سرزمین کهن است .براساس این پژوهشها قدمت یزد را ۸ تا ۱۲ هزار سال قبل تخمین زدهاند. در دوره مادها جزء سرزمینهای دور دست ماد و در مسیر شاهراه باستانی ری - کرمان و گذرگاه پارس خراسان بوده و نوعی نقش مرزبانی ایالتها و نگهبانی راههای متعددی را که به چهار سوی ایران میرفته ایفا میکرده است. در دوره هخامنشی دارای راههای معتبر و موسسات راهداری، مراکز پستی و چاپاری بوده است. در دوره ساسانی به ویژه قباد، انوشیروان و یزدگرد اهمیت داشته و محل ضرب سکه بوده به ویژه سکههایی که از دوره پوراندخت ساسانی در میبد یافت شده است. از نظر مذهبی آیینهای کهن قبل از زرتشت مثل پرستش آناهیتا و میترا در این منطقه رایج بوده که وجود چند نیایشگاه الهه آناهیتا مثل پارس بانو و پیر سبز دلیل بر این سخن است، پس از آن تاورود اسلام بر آیین زرتشت و پرستش خدای یگانه بوده است. مدنیت در یزد از زمان شروع کشاورزی و در چهار کانون عمده یعنی مهریز و فهرج، یزد، رستاق و میبد انجام میشده، البته برخی منابع، ابرکوه را نیز به این مناطق اضافه کردهاند. زبان مردم یزد، فارسی با پارهای از ویژگیهای گویشی است ولی زرتشتیان هنوز به زبان نیاکان خود سخن میگویند ، مخصوصاً در مراسم مذهبی این موضوع را کاملا رعایت مینمایند. منطقه یزد به علت موقعیتی که در کنار یکی از شاهراههای اصلی شرقی - غربی ایران داشته در نخستین سده اسلامی به تصرف مسلمانان درآمد و دوران اسلامی آن آغـاز شـد. در این زمان عدهای از آنان با پرداخت جزیه آیین زرتشتی را حفظ نمودند. امروزه یزدیهای مسلمان در کنار هموطنان زرتشتی خود با تسامح و دوستی زندگی مینمایند.
یزد در دوران ساسانیان
در دوران ساسانیان، استخر بزرگترین كوره فارس بود و ناحیه یزد، بزرگترین ناحیه استخر به شمار می رفت و شهرهایی همچون «كثه میبد، نایین و فهرج» را در دل خود نگاه می داشت.در آغاز یزد نام ناحیه ای از استخر بود و شهر كنونی یزد «كثه» نام داشت، اما پس از آن كه شهر، یزد نامیده شد، ناحیه بالا را «كته» خواندند.نامگذاری یزد وابسته به واژه «یزش» به معنای ستایش و نیایش در زبان پارسی میانه است و همچنین گرفته شده از واژه «یزدان» یا «یزتان» نیز می باشد كه معنی واژگانی آن پاك، مقدس، فرخنده و در خور آفرین است و به معنای ذات خدا هم آمده است. یزد، یعنی آفریننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست.كثه، به معنای زندان یا شهر كوچك می باشد و منسوب به زندان ذوالقرنین اسكندر است. گفته اند هنگامی كه شماری از بزرگان ایران در ری علیه اسكندر مقدونی برخاستند، وی آنان را دستگیر كرد و همراه خود به فارس برد، چون به یزد رسید، زندانیان را در چاهی زندان كرد و آن محل را كثه نامید، كه به یونانی زندان است. پس از این كه اسكندر یزد را ترك گفت، نگاهبانان به كمك زندانیان به آبادانی و عمران یزد همت گماشتند.( البته این مورد نیز به عنوان افسانه نقل شده است)
یزد «دارالعباد» یا «دارالعباده» و دبن مبین اسلام
پس از برآمدن اسلام و گرایش مردم یزد به دین اسلام، عنوان «دارالعباد» یا «دارالعباده» به این شهر داده شد، زیرا «علاءالدوله كالنجار» از ملكشاه سلجوقی تقاضای حكومت یزد را كرده بود، تا در آنجا به عبادت بپردازد.
احمد كاتب، تاریخ نگار یزدی سده ۹ هجری قمری، در كتاب تاریخ جدید یزد، می نویسد: «... در سال ۵۰۴ هجری قمری، ملكشاه سلجوقی حكومت یزد را به علاءالدوله كالنجار واگذار كرد و آن را دارالعباده نامید.» یزد به شهر بادگیرها و نگین كویر نیز سرشناس است.یزد، در دوران هخامنشی از جایگاه استراتژیك و ارتباطی ویژه ای برخوردار بوده و دارای راههای مهم مراكز راهداری، پستی و چاپاری بوده است. چندین سده پیش از آمدن اسكندر مقدونی به ایران، یزد ناحیه ای آباد و دارای اهمیت نظامی، راهداری و بازرگانی بوده است. در روزگار ساسانیان، یزد رو به توسعه نهاد و از جایگاه ویژه ای برخوردار گردید.
یزد در دورهاسلامی
از نیمه دوم قرن اول هجری قبایلی از عربها مثل بنیتمیم و بنی عامر وارد یزد شده و در محلهای که به محله عربها معروف شده ساکن شدهاند. در قرن چهارم هجری و دوره آل بویه جمعی از علویان در محله معروف کوی حسینیان ساکن شدند که معروفترین آنها سید جعفر (ع) از سادات عریضی بود و قبرش هم اکنون زیارتگاه محبان آل علی (ع) است.
یزد در دوره کاکویه:
آنان منشأ برکات و خیر فراوان برای یزد شده و مدارس، مساجد، قنات و دهاتی را ایجاد نمودند، مثلا امیر علی کالیجار در فهادان مدرسهای ساخت و گنبدی در آن برای مدفن خود به پا نمود که به دو منار معروف است، او در کنار مسجد ارسلان خاتون، مسجد جامعی ساخت و همسرش منارهای برای آن مسجد درست نمود که اولین مناره در یزد است و بعدها این مسجد ضمیمه مسجد جامع کبیر گردید. بعد از امیر علی، علاءالدوله کالیجار از طرف ملکشاه سلجوقی به حکومت یزد رسید و میگویند در زمان وی بود که یزد دارالعباده نام گرفت (قرن ۶ ق)، همچنین علاءالدوله، خندق و برج و بارو و حصاری دور شهر کشید با ۴ دروازه آهنین که نام چهار امیر و سردار علاءالدوله با خط کوفی بر آن نقش شده بود. محله یعقوبی و دهی که امروزه گرد فرامرز نامیده میشود از آثار دوره کاکوییان میباشد.
یزد در زمان دوران خلافت عثمان
یزد، در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان افتاد. با روی كار آمدن صفاریان سیستان، یزد جزو قلمرو یعقوب لیث شد و در دوره آل بویه به دست فخرالدوله دیلمی افتاد.
یزد در دوران اتابكان
دوره اتابکان نیز خدماتی توسط افراد این سلسله در یزد صورت گرفت، مثلا محمود شاه محلات خارج شهر را درون حصار آورد و میدان وسیعی در شهر ایجاد کرد و مادر وی مریم ترکان، دهی به نام مریم آباد ساخت، بنا به نوشته مارکوپولو نوعی پارچه ابریشمی معروف به <یزدی> در این زمان تولید میشده که در نقاط مختلف دنیا خریدار داشته است.
به بیان دیگر از سال ۵۳۶ تا ۷۱۸ هجری قمری، اتابكان یزد بر این ناحیه حكومت می كردند. اتابكان یزد یا آل وردان خاندانی از امرای دیلمی از فرزندان وردان زورنام، كه خویشاوندان امرای اخیر بنی كاكویه بوده اند، كه حكومت ولایت یزد، ابرقو/ ابركوه و گاه نواحی دیگر همجوار را سده هادر دست داشته اند.
یزد در دوران آل مظفر
در زمان آل مظفر، حاكمان دوره تیموری و حكومت صفوی شهر یزد گسترش یافت و رو به آبادانی نهاد. سده های ۷ تا ۱۱ هجری قمری را دوران شكوفایی آبادی و پر از جمعیت یزد خوانده اند. دورانی كه در آن، آثار زیبا، مسجدهای باشكوه، مدرسه های بزرگ و معماری اصیل شهری پدید آمد.
بزد در فراز و نشیب دوره مغولان و ایلخانان
در این زمان شخصی به نام قطب الدین چنگیز به ایران حمله نمود، قطبالدین با زیرکی به جای در افتادن با مغولان سلطه آنان را پذیرفت و جانشینانش به عنوان دست نشاندگان مغول در یزد ابقاء شدند و با کفایت و هوشمندی یزد را از دستبرد مغولان حفظ نمودند.در سایه امنیت ایجاد شده و گسترش شبکه راههای منتهی به یزد بازرگانی رواج یافت و باعث شکوفایی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی یزد شد. از زمان ایلخانان، سید شمس الدین پسر سید رکن الدین به گسترش شبکه راهها در یزد پرداخت. در این دوره تعداد زیادی کاروانسرا، بازار و حانوت (حجره) ساخته شد، به طوری که در قرن ۸ هجری کمتر شهری به اندازه یزد دارای این اماکن بوده است. اما کشاورزی به علت معضل کم آبی در ابتدا اوضاع خوبی نداشت ولی با حفر قنات توسط مردم سختکوش منطقه، باغها و مزارع گسترش یافت و انواع محصولات مانند گندم، گاورس، انجیر، انگور، انار، روناس و... کشت گردید و به حدی توسعه یافت که مورد تمجید سیاحانی چون شارون فرانسوی و بزرگانی چون حمدالله مستوفی و خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی قرار گرفت.
دوره آل مظفر یزد به عنوان دارالعلم
آل مظفر از اعرابی بودند که از صدر اسلام به ایران آمده و در خراسان ساکن شده بودند، در زمان حمله مغولان جدشان غیاث الدین حاجی به میبد آمده و فرزندانش به دستگاه اتابکان و ایلخانان راه یافته و به حکومت یزد رسیدند و میبد (نارین قلعه) را مرکز قرار دادند. حکومت آنان نقطه عطفی در تاریخ یزد است زیرا برای اولین بار در یزد سلسلهای روی کارآمد که بیش از نیم قرن، مقدرات صفحات جنوبی ایران را در دست داشت. آنان از میبد بر فارس،کرمان، اصفهان و تبریز چنگ انداختند و از نظر سیاسی و اقتصادی، یزد به اعتباری رسید که در هیچ عصری نرسیده بود، البته این رشد تنها به دلیل حکومت آنان نبود بلکه شرایطی که در دوره مغولان به وجود آمد و شهرهای دور افتاده و دور از هیاهوی سیاسی را مورد توجه رجال نامی قرار داد نیز در این مسئله نقش زیادی داشت. در این دوره دارالتعلیم های فراوانی ایجاد گردید و یزد لقب دارالعلم را گرفت، تصوف رونق یافت و صفویان از احترام ویژه ای برخوردار شدند. دوره تیموریان در زمان حمله تیمور ، چون یزدیان مانند دوره حمله مغولان و ایلخانان تسلیم شدند.شهر از خطر سقوط نجات یافت و رفتار تیمور با آنان اعجاب انگیز بود. <او دستور داد با یزدیان مدارا کنند و مالیات دو ساله را از آنان نگیرند. برج و باروی شهر را عمارت کنند و نارین قلعه را به بهترین وجه درآورند.> بعد از رفتن تیمور، یزد برای مدتی ازدست تیموریان خارج و به سلطه سلطان محمد پسر ابوسعید طبی درآمد و مستقل اعلام شد، اما حاکمان فارس و سیستان با همراهی هم، شهر را محاصره و محاصره را آن قدر طولانی کردند که قحطی و مرگ به وجود آمد و شهر تصرف شد. در دوره شاهرخ تیموری، حکومت یزد به امیر جلال الدین پسر چقماق شامی داده شد. میدان امیر چقماق و کاشی کاری های مسجد جامع و میدان و مسجد امیر چقماق و مصلای عتیق و ... از آثار این دوره است. او و فرزندانش رفتار خوبی با مردم داشتند و در توسعه علم و پرورش افراد نـامـی، بـا سـاخـت مـدارس و کـتـابـخـانـههـای مـتـعـدد نـقـش به سزایی داشتند.
یزد در دوران ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو:
در این زمان ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلوبه دلیل کشمکش ترکمانان با هم، مخارج و هزینه های زیاد لشکر کشی های آنان برای مردم و بروز عوامل طبیعی چون خشکسالی ،قحطی و سیل ویرانگر سال ۸۶۰ قمری و نابودی ۱۶ محله در یزد، اوضاع بدی وجود داشت و یزد رو به انحطاط رفت.
یزد در دوره صفویان:
صفویان پس از رسیدن به حکومت، حاکمانی را به یزد نفرستادند که آثاری از دورههای آنان هنوز موجود است. برای مثال می توان به مسجدشاه طهماسب یزد از دوره نعمت الله و مسجد شاه ولی تفت از دوره شاه ابوالوالی اشاره نمود. در این دوره نیز به لحاظ رواج بازرگانی در کشور با سایر کشور ها ، یزد هم به خاطر داشتن منسوجات مرغوب و ابریشم و موقعیتی که در مسیر راه زمینی داشت، رونق اقتصادی و اهمیت به سزایی پیدا نمود.
یزد در دوران زندیه و قاجاریه
در دوره زندیه، كریم خان زند به شهر یزد توجه داشت و مدت ها در این شهر در باغ دولت آباد، كه از بناهای محمدتقی خان یزدی، هم زمان شاهرخ میرزای افشار بود، به سر برد.در یورش افغان ها به ایران، مردم دلاور و آزاده یزد به رهبری «میرزا عنایت سلطان» با آنان جنگیدند. محمود افغان در گشودن یزد ناكام ماند و سرانجام یزد را رها كرد و اصفهان را گشود. اشرف افغان پس از محمود، حدود چهار سال با عنایت سلطان و جنگجویان رشید یزد جنگید و با نیرنگ بر او و یارانش پیروز شد و جز مومن خان و محمدتقی خان، خواهرزادگان عنایت سلطان همه را كشت.
مومن خان از سوی نادرشاه افشار به حكومت كرمان گمارده شد و محمدتقی خان و بازماندگانش تا اواخر دوران قاجار، گاه در سمت حاكم و گاه مستوفی یزد خدمت كردند.
در اینجا به دوران پس از صفویان تا پایان قاجاریه می پردازیم در زمان زندیه، محمد تقی خان و فرزندانش مستوفی یزد بودند و خدمات و آثار ارزنده ای مثل باغ دولت آباد، مدرسه میدان و بازار خان و ... را به جای نهادند. در زمان وقوع مشروطیت مردم یزد نیز در این نهضت ملی - مذهبی شرکت نمودند که از چهره های شاخص این دوره میتوان ملاعبدالکریم حائری و سید ابوالقاسم شاهزاده فاضلی را نام برد که آقای حائری به عنوان اولین نماینده مردم یزد به مجلس شورای اسلامی راه یافتند. بعد از استقرار نظام مشروطه، افرادی مستبد مانند معظم السلطنه کاشانی، سالار موید و ضعیم الدوله حاکم شهر شدند و مردم به علت اخذ مالیاتهای سنگین، اعتراضات شدیدی نمودند، در همین دوران فرخی شاعر آزاده یزد اشعاری را علیه ضعیم الدوله حاکم وقت سرود که منجر به دوخته شدن دهانش گردید. در دوره قحر الدوله شرارت و ناامنی به حدی شدت یافت که مردم به رهبری استاد محمد بنا شوریدند ولی در نهایت این شورش سرکوب و استاد اعدام شد. اوضاع یزد تا مدتی به همین منوال گذشت و وقتی در تهران اوضاع تثبیت شد، یزد نیز آرام گرفت.
یزد وقوع جنگ جهانی اول
در زمان وقوع جنگ جهانی اول، تعدادی آلمانی وارد شهر شدند. اینها مورد حمایت تعدادی دموکرات قرار گرفتند که باعث احساس خطر انگلیسی های مقیم یزد شد.
این اختلاف تا جایی ادامه یافت که مردم به رهبری دموکراتها بانک شاهی شعبه یزد را غارت نمودند و باز اوضاع وخیم شد تا اینکه سرانجام پس از شکست آلمان و اقتدار دوباره انگلیس در ایران، اسباب سقوط قاجار و روی کارآمدن پهلوی فراهم شد.
یزد در دوره پهلوی:
در دوره پهلوی، مخصوصا زمان کشف حجاب رضاشاه، یکی از شهرهایی که مقاومت بینظیری انجام دادند مردم یزد بودند. در دوره پهلوی دوم یعنی محمدرضا و در سالهای اوج قیام پرشکوه امت اسلامی، یزد یکی از شاخص ترین استانها و پایگاه مهمی برای نشر و ترویج پیامهای حضرت امام خمینی (ره) بود.
یزد در آستانه انقلاب اسلامی ایران و پس از انقلاب تاکنون
آیت الله صدوقی سومین شهید محراب،از کسانی بودند که در زمان اقامت امام در نوفل لوشاتو پاریس به دیدارشان شتافتند و پیامهای ایشان را به مردم میرساندند.
حماسه دهم فروردین ۱۳۵۷ مردم شهر یزد
حماسه دهم فروردین ۱۳۵۷ مردم این شهر علیه رژیم شاه که در تداوم قیام های خونین مردم تبریز و قم صورت گرفت فراموش ناشدنی است. از جمله چهرههای شاخص استان، قبل و بعد از پیروزی انقلاب، آیت الله صدوقی (ره) و آیت الله خاتمی (ره) بودند که ازافتخارات این مردم و اسلام می باشند و نقش بسیار مهمی در هدایت مردم در تمام صحنه ها و مراحل داشتند.
روز یزد و حماسه استقبال بینظیر ۱۹ دی ماه ۱۳۶۸ ازمقام معظم رهبری
بالاخره آخرین افتخار ثبت شده برای مردم یزد در عصر انقلاب و در پیروی از اسلام و ولایت فقیه، حماسه استقبال بینظیر آنان در روز چهارشنبه ۱۹ دی ماه ۱۳۶۸ برابر با ۲۹ ذی الحجه ۱۴۲۸، از رهبر معظم انقلاب بود که باعث سرافرازی عاشقان ولایت در استان و سراسر کشور و فرو ریختن باورهای همیشه سست و غلط منافقان کوردل و دشمنان قسم خورده نظام گردید.
منابع:برگرفته از
1) روزنامه ابرار
2) روزنامه آفتاب یزد
/پایان متن //